مطالعه تطبیقی نقش تفکر انتقادی در فرایند تعلیم و تربیت از منظر علامه طباطبایی و هابرماس به منظور ارائه دلالتهای ضمنی تربیتی و کاربرد آنها در تعلیم و تربیت ایران
|
|
|
|
چکیده: (353 مشاهده) |
هدف این پژوهش، بررسی نقش تفکر انتقادی در فرایند تعلیم و تربیت از دیدگاه فلسفی و تربیتی علامه طباطبایی و یورگن هابرماس و شناسایی وجوه اشتراک و افتراق نظرات آنان در این زمینه به منظور ارائه دلالتهای تربیتی در نظام تعلیم و تربیت ایران است. روشمطالعه، توصیفی و مقایسهای و ابزار جم عآوری اطلاعات، فیشبرداری از منابع و اسناد مکتوب آثار دو فیلسوف بوده و روش تجزیه و تحلیل داد هها در قالب فعالی تهای تحلیلی از تلخیص و عرضه داد هها و نتیجهگیری بوده است و همچنین جهت استخراج دلال تهای تربیتی از روش نشانهشناسی استفاده شده است. نتایج نشا نگر آن است که مؤلفههای تفکر انتقادی در زمین ههای خردورزی، عقلانیت، اختیار و انتخاب در تجزیه و تحلیل مسائل و نظرات دیگران، استنباط و توأم بودن علم و عمل و حفظ فردیت افراد در ضمن انجام تعاملات اجتماعی، رهاییبخشی و آزاداندیشی؛ از نظر هر دو فیلسوف مشت رک بوده و افتراقاتی بین نظرات آنان در زمینه هدف و جهتتفکر انتقادی با توجه به بررسی مبانی فلسفی و تربیتی این د و متفکر وجود دارد. استلزامات حاصل در جهت معرفی دلالتهای تربیتیشامل پرسشگری و حقیقتجویی در فرایند آموزش، انعطافپذیری و سعه صدر در گفتمانهای تربیتی، رهاییبخشی از جهل وشیءگشتگی )انقیاد و انفعال( ذهنی شاگرد و معلم، یادگیری مشارکتی و تأکید بر تربیت اخلاقی و ارزشهای معنوی و علایق فراگیران و توسعه منطق عقلی و گفتگومحوری در زمینه عناصر آموزش و پرورش میباشد . |
|
واژههای کلیدی: تفکر انتقادی#عناصر تعلیم و تربیت#دلالتهای تربیتی#علامه طباطبایی#یورگن هابرماس# |
|
متن کامل [PDF 433 kb]
(368 دریافت)
|
نوع مطالعه: پژوهشي |
موضوع مقاله:
برنامه دریافت: 1401/1/18 | پذیرش: 1397/1/10 | انتشار: 1397/1/10
|
|
|
|
|
ارسال نظر درباره این مقاله |
|
|